ریاضیات قانون ذهن
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
نویسنده: زهرا شريف زاده - ۱۳۸٤/٢/٢۸

              بنام يگانه بيکران

   فردا روز ریاضیات است ...

   آدمیان در کردار زمین مشغول بودند و رفته رفته -بی آنکه بدانند- به آدمیت نزدیک می شدند.

   چهارپایان گرم غریزه شان به طبیعت سر سپردن و گیاهان نیز عزم راست ایستادن.

   باد می وزید، بارور می ساخت. ابر می آمد، باران می ساخت و خلاصه تکراری در جریان بود ...

   چندی بعد آتش به میان آمد؛ بشر خود را خالقش می دانست و سر مست از اینکه هر آنچه اراده کند پدید   می آورد.

   زبانها جاری شد، گویشها خلق و زندگی معنایی دیگر گرفت، اما ...

   اما آن طفل نازپرورد هستی هنوز چیزی کم داشت، هنوز فاصله ای می دید میان دو هجای خویشتن و هنوز در اینکه فرقی با دیگر موجودات دارد به خود می پیچید!

   هزاران سال پیش –بلکه میلیونها- وقتی ریاضیات زاده شد شاید کسی نمی دانست نیازی در زندگی است؛

   فردا روز ریاضیات است ...

   می گویم ریاضیات، منطقی که هیچ ادعایی را بی برهان و هیچ گفتاری را بی استدلال  بر نمی تابد.

   می گویم ریاضیات، علمی که می تواند در روح تجلی یابد، باورها را عمیق و وزین سازد و انگیزه زیستن را در فرایندی دوری بازپروراند.

   می گویم ریاضیات، هنر جهانشمول انسان* که بی نیاز از ترجمه است و می تواند به آسانی بر دل نشیند.

   و می گویم ریاضیات، عبادتی که به سادگی اما پایدار بندگانش را به او می رساند.

   صحبت از ریاضی است به عنوان یکی از تراوشات ضمیر آدمی منعکس کننده اراده فعال، سیر معنوی عقل و استدلال و علاقمندی به کمال زیبایی.*

   فردا روز ریاضیات است ...

   هیچ تا کنون با خود –یا در خود- اندیشیده اید که چه فاصله ای با آن دارید!؟

   هیچ لذتی از ریاضیات برده اید!؟

   یا آیا در محضر ریاضیدانانی که عین ریاضی اند و منطق و منش ریاضیات در درونشان گرد هم آمده، بوده اید!؟

   اصلا فارغ از تعریف فوق به چه چیزی ریاضیات می گویید!؟ یا چه انتظاری از ریاضیات دارید!؟

   فردا روز ریاضیات است ...

   فردا 28 اردیبهشت ماه –به همت انجمن ریاضی ایران- روز ریاضیات نامگذاری شده است که مقارن با سالروز گرامیداشت حکیم عمر خیام نیز می باشد. 

   فرصت مغتنمی است تا به بهانه این نامگذاری شایسته و هدفمند با رهروان ریاضیات همقدم شوید و حرکتی حتی در خویش آغاز کنید و بدانید به بظاهرعلمی وارد گشته اید که تمام ناشدنی است؛ زوال نمی پذیرد، کهنگی ندارد و بر هر سنی نیز قابل درک و بسط است. و از همه مهمتر با ورود به دنیای ریاضیات وارث یکی از ماندگارترین یافته های بشری خواهید بود.

   فردا روز ریاضیات است ...

   آنرا را آغازی سازید بر ریاضی وار زیستن؛

   یعنی حضور منطق، جسارت حل، وجود ترتیب، باور امکان، اختیار صبر و ... در زندگی.

اگر اینگونه زیستید و البته رو بسوی آن یگانه بیکران داشتید، مطمئن باشید زندگی برایتان معنایی متفاوت، گسترده، منغییر، همبند و زیباتر خواهد داشت.

   خرجی هم ندارد، امکاناتی هم طلب نمی کند؛ تنها چند تایی  قلم و تعداد ترجیحا نامتناهی کاغذ –یا جایی برای نوشتن- می خواهد. فقط همین!

و البته ذهنی که با ریاضیات قهر نباشد.

 

   فردا روز ریاضیات است ...

*****************************************

******************************************


غیاث الدین ابوالفتح، عمر بن ابراهیم خیام (خیامی) در سال 439 هجری (1048 میلادی) در شهر نیشابور و در زمانی به دنیا آمد که ترکان سلجوقی بر خراسان، ناحیه ای وسیع در شرق ایران، تسلط داشتند. وی در زادگاه خویش به آموختن علم پرداخت و نزد عالمان و استادان برجسته آن شهر از جمله امام موفق نیشابوری علوم زمانه خویش را فراگرفت و چنانکه گفته اند بسیار جوان بود که در فلسفه و ریاضیات تبحر یافت. خیام در سال 461 هجری به قصد سمرقند، نیشابور را ترک کرد و در آنجا تحت حمایت ابوطاهر عبدالرحمن بن احمد , قاضی القضات سمرقند اثربرجسته خود را در جبر تألیف کرد.

خیام سپس به اصفهان رفت و مدت 18 سال در آنجا اقامت گزید و با حمایت ملک شاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک، به همراه جمعی از دانشمندان و ریاضیدانان معروف زمانه خود، در رصد خانه ای که به دستور ملکشاه تأسیس شده بود، به انجام تحقیقات نجومی پرداخت. حاصل این تحقیقات اصلاح تقویم رایج در آن زمان و تنظیم تقویم جلالی (لقب سلطان ملکشاه سلجوقی) بود.

در تقویم جلالی، سال شمسی تقریباً برابر با 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 45 ثانیه است. سال دوازده ماه دارد 6 ماه نخست هر ماه 31 روز و 5 ماه بعد هر ماه 30 روز و ماه آخر 29 روز است هر چهارسال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن 30 روز است و آن سال 366 روز است هر چهار سال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن 30 روز است و آن سال 366 روز می شود در تقویم جلالی هر پنج هزار سال یک روز اختلاف زمان وجود دارد در صورتیکه در تقویم گریگوری هر ده هزار سال سه روز اشتباه دارد.

بعد از کشته شدن نظام الملک و سپس ملکشاه، در میان فرزندان ملکشاه بر سر تصاحب سلطنت اختلاف افتاد. به دلیل آشوب ها و درگیری های ناشی از این امر، مسائل علمی و فرهنگی که قبلا از اهمیت خاصی برخوردار بود به فراموشی سپرده شد. عدم توجه به امور علمی و دانشمندان و رصدخانه، خیام را بر آن داشت که اصفهان را به قصد خراسان ترک کند. وی باقی عمر خویش را در شهرهای مهم خراسان به ویژه نیشابور و مرو که پایتخت فرمانروائی سنجر (پسر سوم ملکشاه) بود، گذراند. در آن زمان مرو یکی از مراکز مهم علمی و فرهنگی دنیا به شمار می رفت و دانشمندان زیادی در آن حضور داشتند. بیشتر کارهای علمی خیام پس از مراجعت از اصفهان در این شهر جامه عمل به خود گرفت.

دستاوردهای علمی خیام برای جامعه بشری متعدد و بسیار درخور توجه بوده است. وی برای نخستین بار در تاریخ ریاضی به نحو تحسین برانگیزی معادله های درجه اول تا سوم را دسته بندی کرد، و سپس با استفاده از ترسیمات هندسی مبتنی بر مقاطع مخروطی توانست برای تمامی آنها راه حلی کلی ارائه کند. وی برای معادله های درجه دوم هم از راه حلی هندسی و هم از راه حل عددی استفاده کرد، اما برای معادلات درجه سوم تنها ترسیمات هندسی را به کار برد؛ و بدین ترتیب توانست برای اغلب آنها راه حلی بیابد و در مواردی امکان وجود دو جواب را بررسی کند. اشکال کار در این بود که به دلیل تعریف نشدن اعداد منفی در آن زمان، خیام به جوابهای منفی معادله توجه نمی کرد و به سادگی از کنار امکان وجود سه جواب برای معادله درجه سوم رد می شد. با این همه تقریبا چهار قرن قبل از دکارت توانست به یکی از مهمترین دستاوردهای بشری در تاریخ جبر بلکه علوم دست یابد و راه حلی را که دکارت بعدها (به صورت کاملتر) بیان کرد، پیش نهد.

خیام همچنین توانست با موفقیت تعریف عدد را به عنوان کمیتی پیوسته به دست دهد و در واقع برای نخستین بار عدد مثبت حقیقی را تعریف کند و سرانجام به این حکم برسد که هیچ کمیتی، مرکب از جزء های تقسیم ناپذیر نیست و از نظر ریاضی، می توان هر مقداری را به بی نهایت بخش تقسیم کرد. همچنین خیام ضمن جستجوی راهی برای اثبات "اصل توازی" (اصل پنجم مقاله اول اصول اقلیدس) در کتاب شرح ما اشکل من مصادرات کتاب اقلیدس (شرح اصول مشکل آفرین کتاب اقلیدس)، مبتکر مفهوم عمیقی در هندسه شد. در تلاش برای اثبات این اصل، خیام گزاره هایی را بیان کرد که کاملا مطابق گزاره هایی بود که چند قرن بعد توسط والیس و ساکری ریاضیدانان اروپایی بیان شد و راه را برای ظهور هندسه های نااقلیدسی در قرن نوزدهم هموار کرد. بسیاری را عقیده بر این است که مثلث حسابی پاسکال را باید مثلث حسابی خیام نامید و برخی پا را از این هم فراتر گذاشتند و معتقدند، دو جمله ای نیوتن را باید دو جمله ای خیام نامید. البته گفته می شودبیشتر از این دستور نیوتن و قانون تشکیل ضریب بسط دو جمله ای را چه جمشید کاشانی و چه نصیرالدین توسی ضمن بررسی قانون های مربوط به ریشه گرفتن از عددها آورده اند.

استعداد شگرف خیام سبب شد که وی در زمینه های دیگری از دانش بشری نیز دستاوردهایی داشته باشد. از وی رساله های کوتاهی در زمینه هایی چون مکانیک، هیدرواستاتیک، هواشناسی، نظریه موسیقی و غیره نیز بر جای مانده است. اخیراً نیز تحقیقاتی در مورد فعالیت خیام در زمینه هندسه تزئینی انجام شده است که ارتباط او را با ساخت گنبد شمالی مسجد جامع اصفهان تأئید می کند.

تاریخنگاران و دانشمندان هم عصر خیام و کسانی که پس از او آمدند جملگی بر استادی وی در فلسفه اذعان داشته اند، تا آنجا که گاه وی را حکیم دوران و ابن سینای زمان شمرده اند. آثار فلسفی موجود خیام به چند رساله کوتاه اما عمیق و پربار محدود می شود. آخرین رساله فلسفی خیام مبین گرایش های عرفانی اوست.

اما گذشته از همه اینها، بیشترین شهرت خیام در طی دو قرن اخیر در جهان به دلیل رباعیات اوست که نخستین بار توسط فیتزجرالد به انگلیسی ترجمه و در دسترس جهانیان قرار گرفت و نام او را در ردیف چهار شاعر بزرگ جهان یعنی هومر، شکسپیر، دانته و گوته قرار داد. رباعیات خیام به دلیل ترجمه بسیار آزاد (و گاه اشتباه) از شعر او موجب سوء تعبیرهای بعضاً غیر قابل قبولی از شخصیت وی شده است. این رباعیات بحث و اختلاف نظر میان تحلیلگران اندیشه خیام را شدت بخشیده است. برخی برای بیان اندیشه او تنها به ظاهر رباعیات او بسنده می کنند، در حالی که برخی دیگر بر این اعتقادند که اندیشه های واقعی خیام عمیق تر از آن است که صرفا با تفسیر ظاهری شعر او قابل بیان باشد. خیام پس از عمری پربار سرانجام در سال 517 هجری (طبق گفته اغلب منابع) در موطن خویش نیشابور درگذشت و با مرگ او یکی از درخشان ترین صفحات تاریخ اندیشه در ایران بسته شد

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :